- جامعه‌شناسی هنر: شیوه‌های دیدن. ویراستار دیوید انگلیس/جان هاگسون. ترجمه جمال محمدی. نشر نی. 1395 . این کتاب مقدمه مفصلی دارد از مترجم  در باره جامعه‌شناسی هنر.به‌طور کلی.مترجم با این‌که به این نظر دلوز اشاره می‌کند که نوشتن مقدمه‌های فاضلانه کار مترجمان خواجه است و مترجمی را کاری "مازوخیستی و طاقت فرسا "می‌داند اما باز خود را مجبور می‌بیند که چنین مقدمه‌ای بنویسد. چون کتاب چندانی در زمینه جامعه‌شناسی هنر نیست و مخاطبان این کتاب‌ها هم غالبا دانشجوها هستند.

-یک میلیون جرینگی یا اوراق کردن لمیوئل پیتکین، نوشته ناتانیل وست، ترجمه رضا عیلزاده.انتشارات روزنه. 1394. مترجم ترجمه خود را این طور اهداء کرده است: ترجمه این کتاب را تقدیم می‌کنم به قهرمان دوران ما  برج سازان  رویا فروشان  متخصصان پیشبردِ فروش و "آقای مهندس" [ساسان...] که بی‌تردید اخلافش از دیدن نام او در صفحه اول این کتاب- که به یاری خدا سال‌های سال در قفسه‌ها خواهد ماند- ثروتی که از او ارث برده‌اند و به نوشتن نامش جلوی نام خود افتخار خواهند کرد. از این نویسنده قبلا عبداله توکل رمانی ترجمه کرده بود به نام دلشکسته.

- در عین‌حال ، رمان نویس و استدلال اخلاقی. سوزان سونتاگ. ترجمه رضا فرنام. نشر ثالث.1293. مجموعه‌ای از مقالات سوزان سونتاگ است. یکی از مقالات خوبش "دوست داشتن داستایفسکی " است. این مقاله در باره نویسنده روسی لوئنید تسیکین و رمان او  تابستان در بادن است. شرح جستجوی خیالی قهرمان داستان برای داستایفسکی و ترسم عشق شورانگیز داستایفسکی به زندگی زناشویی و راز نفرت داستایفسکی از یهودیان  است.  سونتاگ با ارجاع به رمان می‌پرسد برای دوست داشتن داستایفسکی با علم به این که او از یهودیان متنفر بود چه باید کرد. یهودیان چه باید بکنند؟ یکی از اندیشمندترین این یهودیان دوستدار داستایفسکی لئونید گروسمان است.

در پایان رمان ما هیچ توجیهی برای نفرت داستایفسکی از یهودیان و متقابلا عشق یهودیان به او نمی‌یابیم. اما نویسنده معتقد است که علت این عشق شدید را باید عشق شدید یهودیان به ادبیات روسی دانست. همچنان‌که تا قبل از سرنوشت آنها در آلمان ، این یهودیان بودند که عمیقا به ستایش گوته و شیلر می‌پرداختند.

-مسائل جامعه‌شناسی ؛ پیر بوردیو؛ ترجمه پیروز ایزدی؛  ناشر نسل آفتاب. 1395. این کتاب  حاوی چند مصاحبه و یکی دو مقاله است. مخصوصا مقاله " چه کسی آفرینشگران را خلق کرده است؟"بوردیو از تاثیر هایدگر بر خودش گفته است. کتابی به نام  فلسفه هنر هایدگر را می‌خواندم از جولیان یانگ ترجمه امیر فریار که برخی جنبه‌های این تاثیر را می‌تواند برای ما روشن کند.این کتاب از  بی‌زاری هایدگر از زیبایی‌شناسی  می‌گوید و این امر که زیبایی‌شناسی، اثر هنری را محدود به تاثیرات فرمی می‌داند و حقیقت را از عرصه هنر اخراج کرده‌است و این‌که  هنر مدرن کارکردهای اخلاقی هنر را از آن سلب کرده است؛ این موارد شاید وجوهی از  تاثیر هایدگر بر بوردیو باشد‌، آنجا که به نقد کانت در باره ذوق زیبایی‌شناختی می‌پردازد.

کتاب دیگری هم هست به نام نیچه : زندگی به مثابه ادبیات. ...

در کتابفروشی زمان چندی در باره آنتی‌نومی کانتی سعادت و فصیلت حرف زدیم. سعادت یا فصیلت کدام؟