حالا از حرفهای ستمبرینی میشود فهمید که مبارزه ای در آسایشگاه در جریان است؛ مبارزه بین رمانتسیسم و کلاسسیسم. مبارزه بین شرق و غرب، مبارزه بین توحش و بربریت و انسانیت و اومانیسم. ستمبرینی خود را معلم اومانیست هانس کاستورپ میداند. او نمیخواهد که کاستورپ تن به اغوای رخوتآلود آسایشگاه بدهد که در زمان بیزمانی غرق است.رفتاری که در آسایشگاه با زمان میشود، رفتاری آسیایی است؛" این دستو دل بازی، این بزرگواری جاهلی در استفاده از زمان راه و رسم آسیایی است- احتمالا به همین دلیل است که بچههای مشرق اینجا چنین احساس راحتی میکنند. هرگز متوجه نشدهاید که یک روس وقتی میگوید "چهار ساعت" مانند آن است که یکی از ما بگوید  "یک ساعت"؟به راحتی قابل تصور است که بیمبالاتی این مردم در مورد زمان  با دور و درازای وحشیانه کشورشان در ارتباط باشد. آنجا که مکان بسیار است زمان هم بسیار است. .. مهندس، چنان در رنجید که یک گمراه- هر کسی از ظاهرتان این را میفهمد. ولی حتی در رنج هم باید رفتارتان اروپایی باشد نه رفتار شرقیان. که از سستی و گرایشی که به بیماری دارند این همه به این مکان رو میکنند.. ترحم و شکیبیایی بیحد این است شیوه اینها در برخورد با رنج. " ص 376