کوچه مادرماینا پر از آشغال است. انگار چند روزی مآمورهای شهرداری این طرف نیامدهاند. از برادرم میپرسم چرا اینجا این طوری شده است. میگوید کسی زوج و فرد را رعایت نمیکند.چند روز پیش سرظهر یکی از مآمورهای شهرداری ایستاده بود وسط کوچه ، اعصابش خرد بود که چرا مردم رعایت نمیکنند. همان موقع یک نفر از توی یکی از ساختمانَها بیرون آمد؛ کیسهٔ آشغال دستشْ که بگذارد دم در. مآمور شهرداری میگوید آقا چرا الان میگذاری.  مرد معصومانه و گیج میگوید آخه الان پر شد.