26 مه 1908 ساعت 4 صبح نفت در عمق 1180 فوتی از چاه شماره یک مسجدسلیمان فوران کرد. رینولدز،مهندس مسئول این عملیات می‌نویسند:" همانگونه که مته حفاری با قدرت و زورمندی به کندن و کاویدن در گردش بود، در یک طبقه سخت سنگی، طبقه و لایه‌ای آنچنان سخت که ما هرگز قبلا به‌مانند آن برخورد نکرده، طبقه‌ای که ویران‌کننده دستگاه می‌توانست باشد و مهار و دهنه‌زدن به آن کاری بس دشوار می‌نمود و کنترل چاه را بسیار مشکل و بل محال می‌کرد، نفت فواره زد. بلافاصله و با سرعت گودالی عمیق و بزرگ کنده شد تا نفت چاه دیوانه در آن جا داده شود... " حادثه‌ای خارق‌العاده زیر ستارگان آسمان دم صبح،تا شهری زاده شود؛ مخلوق همین چاه ؛ رام‌ناشدنی، مهارناپذیر.

در باره رینولدز نوشته‌اند که مهندسی فعال و زمین‌شناسی خودخوانده بود. سوارکاری ماهر بود. می‌توانست راه‌ها و کوه‌های صعب‌العبور را به سهولت با اسب طی کند.نوشته‌اند از لحاظ کیفیات روحی، مردی تنها و بی‌یار و یاور بود و از نظر اخلاقی بسیار زودرنج و حساس بود. سال‌ها در میان سرزمین‌های لم‌یزرع ، آنجا که تف خورشید سوازن بر زمین می‌تابد زندگی کرد و لب به شکایت نگشود.