گفتم :« لویی، آخرین باری که آن فانوس را پاک کردی ، کی بود؟»

« خیلی وقت نیس که پاکش کردم. یادته  که سیل اون آدما را از اون بالا با خودش برد؟ همون روز پاکش کردم. با عیال جلو آتیش نشسته بودیم، در آمد که " لویی ، اگه اون سیل تا اینجا بیاد چه  کار می کنی؟" منم گفتم" راست می گی ها گمونم بهتره اون فانوسو پاک کنم."این بود که همون شب پاکش کردم.»

خشم و هیاهو، ویلیام فاکنر، ترجمه صالح حسینی، نیلوفر، 1369:ص 169