کتابی  به نام "واژه نامه زبان بختیاری"،(ناشر مولف  )کار ستودنی آقای ظهراب مددی از سرلطف دوستی به دستم رسیده است . پر از واژه هایی غریب و ناشناس که  حتی برای مادرم فهم معنای بیشتر آنها  سخت بود.قبلا گاهی معنای واژه ای را از او می پرسیدم بلکه خاطره‌های‌مان باز به هم جوش بخورد و چیزی در او بشکفد از یاد این واژه، آن واژه؛ مثل ستین؛ یعنی ستون. یعنی قوت قلب. وقتی می گفت ستینم. انگار این واژه ها به نسل‌هایی قبل‌تر ازنسل  مادرم متعلق‌اند.به نسل هایی بسیار دور در تاریخ ایل بختیاری.اما ورق که می زدم البته واژه هایی بودند که خاطره ام را برمی انگیختند.واژه هایی مثل تلین بغ به اشکم ، یعنی شکم گنده قورباغه به شکم، که زیاد به گوشم می خورد. هم برای تمسخر، هم برای شوخی و من از تصور این که یک آدم شکم گنده قورباغه توی شکمش باشد، دل آشوبه می شدم. بی دونگ یعنی بی بانگ که واژه ای بود که پدربزرگم به کار می برد تا ما را ساکت کند، اگر سروصدا می کردیم. "گندگند کردن"(به کسر گ) واژه ای بود که مادر هنگام تهدید به کار می برد ؛ یعنی تکه تکه کردن ما اگر گوش به حرفش نمی دادیم.این واژه ها دیگر طنین بدشگون آن روزهای اول را برایم ندارند. مثل گل های خشک شده ای اند که بوی شان را از دست داده اند اما یادهای دیرینی را درمن زنده می کنند از سایه هایی که زمانی  حصارهای واقعی زیست های محدود مان بود.

نگاهی آنی به این واژه ها مرا ضمنا به این فکر می اندازد که انگار بختیاری هم سفرپیدایش خود را داشته است. این واژه ها انگار درست در لحظه خلق پدیده ها ساخته شده اند. از بس عینی اند. از بس ملموس اند.از بس از انتزاع به دورند. واژه ای مثل آتش به دهان؛ یعنی آدمی که خشمگین است. واژه ای مثل دست به مشت. باز به معنی کسی که آماده جنگیدن است.واژه ای مثل آبروپایی؛ یعنی مراقبت کردن از آبروی دیگران. آبروی دیگران را نریختن.واژه ای مثل بادینه؛ یعنی ورم کرده. بارا؛ یعنی بارنده. گماگم ؛ صدای افتادن چیزی. گله گله (به ضم گ) پارس مقطع سگ که نشانه وجود کسی [دزد]در اطراف ده است. زل کور به سکون ل یعنی نابینایی که ظاهرا چشم های سالم دارد. زک به کسر ز اولین شیر بعد از زایمان. زنده شور: دلسوز. کسی که از آدم مراقبت کند. در مقابل مرده شور. گریو موته کردن گریه کردن همران با مالاندن چشم. گژدینک. دانه ای که کاملا رشد نکرده باشد. حرف بریدن: فحش دادن. بال به کمر: پرنده. بلاز: شعله آتش.

ظهراب مددی را می ستایم و به او درود می فرستم